تبلیغات
کافه اسپرسو - به بالا هم نگاه كن

یک فنجان حرف داغ می خوری؟

به بالا هم نگاه كن

نویسنده :رامین فرهودی
تاریخ:پنجشنبه 31 فروردین 1391-10:50 ق.ظ

مدتی است كه فرصت سرخاراندن ندارم . بدجوری تو كار دنیا رفتم و اصلا فرصت كار مجازی ندارم. دیروز بود كه برای اولین بار سرم را بالا كردم و آسمان آبی و نیمه ابری بالای سرم را نگاه كردم.

یادش به خیر آنروزهایی كه همیشه سر به هوا بودم و چشم در چشمان آبی آسمان می دوختم.

دیروز یك آن دلم برای همان روزها تنگ شد و برای چند دقیقه به صورتش خیره ماندم . رنگ و رویش همانی بود كه مدتها پیش دیده بودم . به همان آرامی و وقار به همان آرامش و استواری.

این وسط این من بودم كه وقتی درآینه به خود نگاه می كنم هر روز بیشتر از روز قبل قیافه ام رو به پیری می گذارد و موهای جلوی سرم عقب روی می كنند تا دوستان هر از چند گاهی به شوخی لیچاری بارم كنند و بگوبند كچل.

عیبی ندارد اگر از شوخی با ما لذت می برند بگذار خوشحال باشند. این وسط دل ما سیری چند؟ اگر هم شكست كه شكست. نه اینكه یادم بیندازند دارم طاس می شوم نه ؛ بلكه به این خاطر كه یادم می اندازند دارم پیر می شوم و نه زنی نه زندگی ای نه بچه ای  نه پولی پول پول پول...

نمی دانم این چه حكمتی است كه سراغ این شغل نان و آبدار را گرفتم ؟ شاید برای اینكه بگویند خبرنگار است اما نه برای این نبود ؛ من از بچگی این كار را دوست داشتم و حالا هم دوستش دارم اما نه به این شكل نه به این روش.

دل می شكند و دلی كه شكست دیگر شكست با هیچ چیزی سر هم نمی شود و من هم یك دل شكسته ام.

تنها چیزی كه این روزها دلم را وا می كند صدای اذان صبح موذن مسجد محلمان است كه در تاریك ترین لحظه شب نوید طلوع خورشید را می دهد و خدا را برایم یادآوری می كند.

چه صدای دلنشینی دارد این پیرمرد موذن ؛ عمرش بلند باد.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
...
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 01:01 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
با سلام و احترام

بازی روزگار بقلم پرفسور حسابی:



بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!


داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.



همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.



انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!



انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.



همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !



عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری.
سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.



دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.



‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.



عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.



راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :



فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که
فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
...
جمعه 1 اردیبهشت 1391 02:00 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
با سلام و احترام
خیلی جالب بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
:
ابزاروبلاگ www.shereno.com

فال حافظ شیرازی
فال حافظ